چکیده اگر هر عمل یا اقدامی مبتنی بر یک اندیشه یا ایده است ، این سوال را میتوان پرسید که ریشه فکری قرابت های اخیر روسیه به ایران و حتی محور مقاومت چیست؟ الکساندر دوگین در باب ضرورت تاریخی همسویی بین ایران – روسیه چه دیدگاهی دارد؟ مقصود وی از طرح مثلث استراتژیک توکیو – برلین – تهران چیست؟ آیا می توان جنگ روسیه در اوکراین و نگاه فوق العاده مثبت مسکو به تهران را با رجوع به افکار دوگین تبیین کرد؟ برای یافتن پاسخ به این پرسشها ، ابتدا به تفسیر آرای دوگین در باب اوراسیا پرداخته ، بدین نتیجه رسیدیم که افکار دوگین رگهای از ناسیونالیسم رادیکال روسی است که با ترسیم فضایی غیرغربی ، سنتی ، مذهبی ، غیرلیبرال ، یک دغدغه بنیادین دارد : حراست تمدن متمایز روسی از گزند سه تئوری مسلط بر اقالیم غربی یعنی لیبرالیسم ، فاشیسم و مارکسیسم. این رسم فکری ، بعضاً با علایق و جهتگیریهای سیاسی پوتین همپوشانی دارد. مقصود اصلی این مقاله ، شرح ریشه ها و روندهای فکری استراتژیک این تأثیر و تأثر اندیشه ای است که طبعاً در انتخابهای عینی – میدانی هم به چشم می آید.