گروه مطالعات منطقه ای، دانشگاه باقرالعلوم، قم، ایران
چکیده
هدف از این پژوهش تبیین علتهای بینالمللی و منطقهای و داخلی سرنگونی نظام بعث سوریه است. به دنبال وقوع ناآرامیهای سوریه در سال 2011 میلادی و براثر جایگاه راهبردی آن در غرب آسیا، جنگ داخلی این کشور به سرعت به بحرانی بینالمللی با صفآرایی کنشگرهای فرامنطقهای و منطقهای بدل گردید. تا سال ۲۰۱۹ میلادی، آمریکا، ترکیه، قطر، امارات و عربستان سعودی در جبههٔ مخالفان و روسیه، چین، ایران و متحدهای غیردولتی آن در سوی حامیان نظام سابق نقشآفرینی کردند. با وجود آنکه به نظر میرسید بحران سوریه به ویژه پس از گفتگوهای روند آستانه به سود دولت بعث سوریه مدیریت شدهاست اما پس از یک مقطع بهنسبت پایدار از سال 2020 تا 2024 میلادی، دولت سابق سوریه به دنبال تهاجم معارضان مسلح سوریه با سرعتی باورنکردنی سقوط کرد. براین اساس این پرسش مطرح می شود که چرا با وجود یک دورهٔ به نسبت پایدار در بحران سوریه، در نهایت نظام بعث در این کشور فروپاشید؟ به نظر میرسد تغییر موازنه در مقطع آتشبس شکننده به سود مخالفان دولت سابق زمینهساز سرنگونی آن شدهاست. یافتههای این پژوهش بیانگر آن است که از یک سو دولت اسد با دخالتهای فزایندهٔ مخالفان بینالمللی و منطقهای خود روبهرو بود و از سوی دیگر حمایت بینالمللی و منطقهای از آن به دنبال فشارهای بیرونی و درونی، مانند جنگ اوکراین، تغییر سیاست رژیم صهیونیستی پس از طوفانالاقصی، چرخش امارات و سعودی، به تدریج دچار ضعف شد. علاوه بر آن عاملهای داخلی شامل وضعیت اقتصادی، نظامی و عملکرد سیاسی حکومت سابق سوریه در فروپاشی آن مؤثر بودهاست.