1
گروه علوم سیاسی و روابط بینالملل، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2
گروه علوم سیاسی و روابط بینالملل، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی, تهران, ایران.
چکیده
جنگ غزه ۲۰۲۳ را میتوان یکی از نقاط عطف مهم در بازتولید شکافهای تمدنی و شکلگیری صفبندیهای تمدنی در نظام بینالملل دانست. این بحران نهتنها یک منازعه ژئوپلیتیکی، بلکه صحنهای برای بازنمایی تقابل تمدنی میان اسلام و غرب محسوب میشود. در اینمیان، ترکیه که طی دهههای اخیر دستخوش چرخشی بنیادین در سیاست خارجی خود شده، تلاش کرده است با تأکید بر مؤلفههای اسلامی و تاریخی، موقعیت خود را بهعنوان یک قدرت تمدنی تثبیت کند. پرسش اصلی این پژوهش آن است که سیاست خارجی ترکیه در جنگ غزه ۲۰۲۳ چگونه در چارچوب منازعات تمدنی میان اسلام و غرب بازتعریف شده است؟ این پژوهش با اتکا به چارچوب نظری برخورد تمدنها و روش مطالعه موردی، بر این فرض استوار است که سیاست خارجی ترکیه در قبال این بحران، بیش از آنکه صرفاً برخاسته از ملاحظات ژئوپلیتیکی باشد، بازتاب چرخشی هویتی است که در پی بازتعریف این کشور بهمثابه بازیگری تمدنمحور و در تقابل با غرب صورت میگیرد؛ چرخشی که بخشی از تلاشی کلان برای تثبیت هویت تمدنی ترکیه و معرفی آن بهعنوان رهبر جهان اسلام به شمار میآید. اما، تضاد میان گفتمان و عمل، فقدان مشروعیت در جهان اسلام و محدودیت ابزارهای مؤثر برای اثرگذاری بر تحولات میدانی، مانع از ایفای این نقش شد. مقاله نتیجه میگیرد که ایفای نقش تمدنی در نظم جهانی نیازمند همزمانی سه مؤلفه کلیدی است: انسجام درونی، مشروعیت منطقهای و قدرت نهادی. غیاب این مؤلفهها، سیاست ترکیه را میان جاهطلبی تمدنی و محدودیتهای ژئوپلیتیکی معلق نگاه داشته است.