از آغاز جنگ غزه در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تا زمان اعلام آتشبس ژانویه ۲۰۲۵، سیاست خارجی ترکیه یکی از پیچیدهترین و پرتناقضترین دورههای خود را در قبال مسئله فلسطین پشت سر گذاشت. این مقاله، با بهرهگیری از چارچوب نظری رئالیسم نئوکلاسیک، به تحلیل رفتار دیپلماتیک، حقوقی، امنیتی، اقتصادی و بشردوستانه دولت ترکیه در این مقطع میپردازد. یافتهها نشان میدهد که واکنش ترکیه به جنگ غزه در بستری شکل گرفت که در آن فشار افکار عمومی، ملاحظات ایدئولوژیک، رقابتهای داخلی و الزامات راهبردی بینالمللی بهشدت در هم تنیده بودند. دولت اردوغان در این دوره، میان نقشآفرینی بهعنوان میانجی و اتخاذ مواضع تقابلی، تهدید نظامی و پیگیری حقوقی، تداوم مناسبات تجاری و اعمال محدودیت، بهطور پیوسته در نوسان بود و کوشید نوعی موازنهی پویا میان تعهدات نمادین و منافع ساختاری برقرار سازد. این مقاله استدلال میکند که سیاست ترکیه در قبال غزه را نه میتوان صرفاً بهعنوان مجموعهای از کنشهای متناقض یا واکنشهای لحظهای تفسیر کرد، و نه در قالب یک سیاست ایدئولوژیک خالص؛ بلکه باید آن را محصول برهمکنش پیچیدهی متغیرهای داخلی و بینالمللی دانست.