مطالعات خاورمیانه

مطالعات خاورمیانه

نقد ناسیونالیسم و گذار به فراملی‌گرایی: مکانیسم‌های تضعیف ملت در اندیشۀ فردید و سیدقطب

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه تهران، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، تهران، ایران.
2 استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، تهران، ایران.
چکیده
یکی از بنیادین‌ترین تنش‌های معرفت‌شناختی در اندیشه معاصر، مواجهه میان منطق «ملت» و «امت/ولایت» است. نقد ناسیونالیسم مدرن از سوی متفکران اسلامی منجر به ظهور فراملی‌گرایی شده که ادعای احیای هویت اصیل دارد، اما پیامدهای غیرمنتظره‌ای برای ملت تاریخی داشته است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل تطبیقی رویکرد فردید و سیدقطب نسبت به ناسیونالیسم، مکانیسم‌های معرفت‌شناختی تبدیل ملت تاریخی به «مقوله ناتمام» را کشف می‌کند. روش کار بر اساس تحلیل تطبیقی و بهره‌گیری از چارچوب نظری «حمید احمدی» شامل نظریه «هستۀ سخت» هویت ملی و «هویت ملی شهروندمحور» انجام شد. یافته‌های کلیدی نشان داد که فردید و قطب با مسیرهای متمایز - هستی‌شناختی-عرفانی و تئولوژیک-سیاسی - به نتیجه همگرایی رسیدند: تبدیل ملت به واقعیتی که باید در امت یا ولایت کمال یابد. این منطق، چهار عنصر بنیادین هویت ملی (سرزمین، تاریخ، میراث سیاسی و فرهنگی) را از خودمختاری هستی‌شناختی محروم کرده و آنها را به واقعیت ناتمام تبدیل می‌سازد. فراملی‌گرایی، علی‌رغم ادعای دفاع از اصالت، منجر به تضعیف «هستۀ سخت» هویت ملی می‌شود و پاسخ کافی به نیازهای اساسی جامعه معاصر - آزادی‌های سیاسی، عدالت اجتماعی، برابری جنسیتی و حقوق اقلیت‌ها - ارائه نمی‌دهد. راه خروج، یافتن «هویت ملی شهروندمحور» است که بر انباشت تدریجی مبتنی بوده و با افزودن عنصر «مردم» به هسته سخت، هم ریشه در تاریخ دارد و هم پاسخگوی نیازهای معاصر است. تنها جامعه‌ای که در عمق هویت خود ریشه دارد می‌تواند به صورت معنادار با جهان ارتباط برقرار کند.
کلیدواژه‌ها