مطالعات خاورمیانه

مطالعات خاورمیانه

تبارشناسی نهادینگی خلافت عثمانی و سلطنت صفوی در اوج بحران حکومت‌اندیشی در جهان زیست اسلامی؛ بازخوانی تقابل حکومت‌اندیشی سنی و شیعی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
پژوهشگر
چکیده
خلافت عباسی در قرن دوم هجری بر پایه دال مرکزی خلیفه با ویژگی قریشی و عرب بودن و نیز بیعت خاص نخبگان و عموم مردم قدرت مشروعی برمی‌سازند. از این موضع، انسجام اجتماعی در عرصه جغرافیایی تحت حاکمیت عباسی صورت می‌گیرد. در اواخر عهد عباسی هر یک از این اقوام، توانسته بودند قدرتی محلی و مستقل از خلافت ایجاد کنند. به صورتی که در ایران، سلطنت نمود یافته بود که تنها مشروعیت مذهبی خود را خلافت در بغداد می‌گرفت. این روال در مصر تحت حاکمیت فاطمیون و ممالیک هم بوجود آمده بود. قبایل ترک در مناطق مختلف آناتولی و قفقاز متحد شده بودند و با تصرف مناطقی، خیزی برای کسب قدرت برداشته بودند. حمله مغول‌ها و سقوط خلافت بغداد، این شرایط بحرانی را مضاعف کرد. اما مردم هنوز چشمی بر خلیفه در تبعید عباسی، پناهنده ممالیک داشتند.
سؤال مطرح در این مقاله این است که در اوج بحران خلافت، چگونه این دو حکومت توانستند، مشروعیت برای تحکیم حاکمیت خود ایجاد کنند؟ فرضیه مطرح این است که در ایران از همان آغاز عصر عباسی، با بازخوانی مؤلفه امتدادبخش وحدت‌ساز در‌ زبان فارسی و انگارهای مذهب شیعی شرایط برآمدن حکومت مستقل کننده ایران را هموار کردند. اما در بحث خلافت عثمانی با همراه سازی فقهای سنی و استدلال آنان به نفع خلافت عثمانی و همراه کردن عموم مردم در شرایط اضطرار و تحمیل به زور صورت گرفت. تلاش می‌کنیم از موضع تحلیل شرایط اجتماعی و ادله مطرح، شرایط نهادینه‌سازی قدرت عثمانی و صفوی را مورد کنکاش قرار می‌دهیم
کلیدواژه‌ها