این پژوهش به بررسی چگونگی تکوین «انسان خاورمیانهای» در بستر تاریخی تمدن سومر باستان میپردازد.مسئله اصلی پژوهش، واکاوی نقش تربیت سیاسی در بازتولید نظم اجتماعی و نقش آن در شکلدهی به هویت سوژهای تاریخی است که در چارچوب سنتهای تربیتی کهن بازتولید شده است. نویسنده با بهرهگیری از چارچوب نظری «کنش گفتاری» کوئنتین اسکینر و روش تحلیل محتوای متون، ادبیات و قانوننامههای سومری، این فرضیه را بررسی میکند که تربیت سیاسی در این جامعه از طریق بنمایههای اسطورهای، حماسی و حقوقی، انسانی را پرورش داده که ویژگیهای بارز آن وفاداری به نظم سلسلهمراتبی، خشیت و ترس از نابودی سیاسی است .یافتههای پژوهش نشان میدهد که مفهوم فضیلت در جامعه سومری، برخلاف الگوهای یونانی، با اطاعت محض، عملگرایی و قدرت رهبری (لوگال) پیوند خورده است. در این تمدن، دولت (شهر-پادشاهی) نه به عنوان یک قرارداد اجتماعی، بلکه به مثابه تجلی نظم کیهانی و الهی تلقی میشد که هدف آن تبدیل انسان به موجودی خادم و فرمانبردار در برابر خدایان و حاکمان بود .در نهایت، مقاله به این نتیجه میرسد که تربیت سیاسی در سومر، خاستگاه نوعی فرهنگ در خاورمیانه شده است که در آن «ترس مقدس» و محدودیتهای فرهنگی، به جای اعتلای فردیت، به عنوان مانعی در برابر خردمندی مستقل عمل کرده و انسانی «پیرو» را در بستر تاریخ بازتولید نموده است .