استادیار گروه علوم سیاسی و روابط بینالملل، دانشگاه ازاد واحد رفسنجان، رفسنجان، ایران.
چکیده
نظم منطقهای خاورمیانه در دهههای اخیر، بهویژه پس از پایان جنگ سرد، در بستری از بیثباتی ساختاری، رقابتهای ژئوپلیتیکی و مداخلات فرامنطقهای شکل گرفته است. سوال اصلی پژوهش این است نظم منطقهای خاورمیانه در پرتو بازآرایی مناسبات قدرت و رقابتهای ژئوپلیتیکی اخیر، چه ماهیتی داشته و چه تاثیری بر ثبات یا بیثباتی منطقهای به همراه داشته است؟ با استفاده از روش توصیفی-تبیینی و نظریه موازنهسازی منطقهای، مشخص میشود که برخلاف برخی مناطق جهان که نهادهای همکاریمحور و الگوهای نسبتاً پایدار نظم را تقویت کردهاند، خاورمیانه با ضعف نهادهای منطقهای، حلنشدهبودن منازعات بنیادین و سیالیت موازنههای قدرت مواجه است. در این راستا، روند عادیسازی روابط میان برخی کشورهای عربی و اسرائیل به عنوان حرکتی به سوی ثبات معرفی شده، اما در واقعیت، این روند به بیثباتی بیشتر منجر شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که نظم نوین منطقهای خاورمیانه، نظمی شکننده و غیرنهادمند است که مبتنی بر ائتلافهای موقت و محاسبات کوتاهمدت قرار دارد. این وضعیت همزمانی همگرایی دیپلماتیک و واگرایی امنیتی را به همراه دارد و تشدید رقابتهای ژئوپلیتیکی، تضعیف موازنههای بازدارنده پیشین و افزایش نقش کنشهای غیرمستقیم از جمله پیامدهای آن به شمار میروند. در نهایت، عادیسازی روابط بدون ایجاد چارچوبی فراگیر و عادلانه، به عادیسازی بیثباتی در نظم منطقهای خاورمیانه منجر شده است.