1
دانشجوی دکتری تخصصی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
2
استاد گروه روابط بین الملل دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه خوارزمی
3
دانشیار گروه روابط بین الملل دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه خوارزمی
4
استادیار گروه روابط بین الملل دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه خوارزمی
چکیده
مشارکت سیاسی زنان در افغانستان طی دو دهه اخیر یکی از چالشبرانگیزترین ابعاد بازسازی سیاسی بوده است. زنانی که پیش از سال ۲۰۰۱ از حضور در عرصه عمومی، ساختارهای رسمی قدرت و فرآیندهای تصمیمگیری محروم بودند، با تأسیس دولت جمهوری افغانستان و ورود سازمان ملل متحد، وارد مرحلهای از بازتعریف نقش سیاسی خود شدند. این پژوهش بررسی میکند که سیاستگذاری جنسیتی سازمان ملل متحد چگونه بر مشارکت سیاسی زنان افغانستان در دوره ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱ تأثیر گذاشته است. فرضیه تحقیق بر این اساس است که سیاستگذاری جنسیتی سازمان ملل از طریق ارتقای آگاهی سیاسی، افزایش حضور زنان در نهادهای تصمیمگیری و تلاش برای تثبیت رهبری سیاسی آنان، مشارکت سیاسی زنان منجر شده است. پژوهش با روش تحلیل تکوینی انجام شده و دادهها از گزارشهای نهادهایی چون نهاد سازمان ملل متحد برای برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان، برنامه توسعه ملل متحد، هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان، وزارت امور زنان افغانستان و مصاحبه آنلاین با ۱۵ فعال زن گردآوری شده است. یافتهها نشان میدهد سیاستگذاری جنسیتی سازمان ملل متحد از طریق سه سازوکار «ارتقای آگاهی سیاسی»، «افزایش حضور در نهادهای تصمیمگیری» و «تلاش برای تثبیت رهبری سیاسی زنان»، تأثیری قابل توجه اما مشروط بر مشارکت سیاسی زنان داشته است. این سیاستها به ایجاد وزارت امور زنان، کاهش خشونت جنسیتی و افزایش مشارکت زنان در رأیدهی منجر شد. بااینحال، وابستگی به کمکهای خارجی، ضعف اراده سیاسی داخلی و مقاومت فرهنگی–سنتی، این دستاوردها را شکننده ساخت؛ بهگونهای که پس از تحولات اوت ۲۰۲۱، بخش عمده این پیشرفتها بهسرعت معکوس شد.