مطالعات خاورمیانه

مطالعات خاورمیانه

سیاست خارجی متقابل افغانستان و کشورهای حوزه خلیج فارس (قطر و عربستان) در دوران جمهوریت (2021-2002)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 گروه علوم سیاسی/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی/ دانشگاه تهران
2 استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، تهران، ایران.
چکیده
پژوهش حاضر به بررسی الگوها، اهداف و پیامدهای سیاست خارجی افغانستان در قبال دو کشور مهم خلیج فارس می‌پردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که چرا و چگونه سیاست خارجی افغانستان در قبال قطر و عربستان سعودی در دوران جمهوریت، با وجود اشتراک منافع ظاهری، نتایج متفاوتی را به همراه داشت؟ روش تحقیق به‌صورت توصیفی و تحلیلی و مبتنی بر مطالعه اسنادی و کتابخانه‌ای است. داده‌ها از منابع علمی، اسناد رسمی و گزارش‌های معتبر گردآوری و در چارچوب نظری کی. جی. هالستی تحلیل شده است. نظریه نقش ملی تصوری هالستی، که سیاست خارجی را برآمده از برداشت و ادراک نخبگان سیاسی نسبت به جایگاه کشور در نظام بین‌الملل می‌داند، مبنای اصلی تحلیل بوده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که سیاست خارجی افغانستان در این دوره به دلیل ضعف ساختار سیاسی، وابستگی مالی-امنیتی و نفوذ بازیگران غیردولتی، فاقد انسجام و استقلال بوده است. دراین‌میان، قطر توانست در قالب نقش «میانجی فعال» جایگاه ویژه‌ای در روند صلح افغانستان کسب کند، در حالی‌که عربستان سعودی با رویکردی سنتی، محافظه‌کارانه و متأثر از رقابت‌های منطقه‌ای، نقش محدودتری ایفا کرد. همچنین نقش طالبان به‌عنوان بازیگر غیردولتی کلیدی، موجب کاهش نفوذ عربستان و تقویت جایگاه قطر شد. این تمایز بازتابی از اهداف ژئوپلیتیکی، اولویت‌های استراتژیک و رقابت منطقه‌ای دو کشور در قبال افغانستان طی دوران جمهوریت است. نتیجه نهایی نشان می‌دهد که سیاست خارجی افغانستان انعکاسی از برداشت‌های ذهنی نخبگان و تطابق یا عدم‌تطابق نقش‌های تصوری با واقعیت‌های منطقه‌ای است. این موضوع ضرورت تدوین سیاست خارجی واقع‌بینانه، منعطف و مستقل را برای آینده افغانستان برجسته می‌سازد.
کلیدواژه‌ها