گروه علوم سیاسی واحد کرج دانشگاه آزاد اسلامی،کرج، ایران
چکیده
تحلیل باستانشناختی فوکو به دنبال توضیح وقایع گذشته نیست، بلکه به شرایط گفتمانیای که این وقایع در آنها رخ دادهاند، توجه دارد. رویکرد نظری میشل فوکو، خشونت را نه صرفاً بهعنوان کنشی فیزیکی، بلکه بهعنوان پدیدهای رابطهای و استراتژیک در شبکههای قدرت تحلیل میکند. در این تحقیق با استفاده از رویکرد ترکیبی (کیفی و کمی) به بررسی خشونت و روابط قدرت در غرب آسیا پرداخته شده است. در بخش کیفی، از تحلیل گفتمان فوکویی با رویکرد تاریخی و تبارشناختی برای شناسایی ریشههای گفتمانهای امنیتی و سلطهگرایانه و تأثیر آنها بر بازتولید خشونت در منطقه غرب آسیا استفاده شده است. این رویکرد به تحلیل شرایط گفتمانی و تاریخی شکلگیری خشونت و نحوه مشروعیتبخشی به آن پرداخته است. در بخش کمی، دادههای آماری مرتبط با شاخصهای حکمرانی، تعارضات داخلی و ثبات سیاسی کشورهای منطقه از منابع معتبر بینالمللی (ICRG و بانک جهانی) گردآوری و مورد تحلیل قرار گرفتهاند. تحلیل این دادهها به شناسایی روندها و الگوهای خشونت در کشورهای مختلف منطقه کمک کرده و به فهم ارتباط میان حکمرانی ضعیف و افزایش خشونت و ناآرامیها میانجامد. نتایج تحقیق نشان میدهد که خشونت در غرب آسیا محصول پیچیدگیهای روابط قدرت و گفتمانهای مسلط است که در قالب سیاستهای امنیتی و سلطهگرایانه، فضای مقاومت و تغییر را محدود کرده است.